رویکرد غالب در فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی کلان‌شهر اصفهان ‌حرکت به سمت رویکرد محله محوری است. بدین معنا که در کنار فعالیت‌های شهری که بخشی از منابع را به خود معطوف می‌کند، اکثر منابع مالی و انسانی به سمت فعالیت‌های محله‌ای سوق پیدا خواهد نمود و مقیاس جغرافیایی برای انجام امور «محله» خواهد شد. با توجه به اهداف برنامه‌ی راهبردی اصفهان 1400 برای دستیابی به توسعه‌ای درونزا (که رشد پراكنده را كاهش می‌دهد، از فضاهاي باز محافظت می‌کند و مراكز شهرها و محله‌هاي قديمي را باز زنده‌سازي می‌كند)، ارتقاي سرمايه‌ها و دارايي‌هاي محله‌‌ای و تجديد حيات اجتماعی دروني آن‌ها، امری ضروری است.

رویکرد غالب در فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی کلان‌شهر اصفهان ‌حرکت به سمت رویکرد محله محوری است. بدین معنا که در کنار فعالیت‌های شهری که بخشی از منابع را به خود معطوف می‌کند، اکثر منابع مالی و انسانی به سمت فعالیت‌های محله‌ای سوق پیدا خواهد نمود و مقیاس جغرافیایی برای انجام امور «محله» خواهد شد. با توجه به اهداف برنامه‌ی راهبردی اصفهان 1400 برای دستیابی به توسعه‌ای درونزا (که رشد پراكنده را كاهش می‌دهد، از فضاهاي باز محافظت می‌کند و مراكز شهرها و محله‌هاي قديمي را باز زنده‌سازي می‌كند)، ارتقاي سرمايه‌ها و دارايي‌هاي محله‌‌ای و تجديد حيات اجتماعی دروني آن‌ها، امری ضروری است. از جمله پیش‌نیازهای دستیابی به این اهداف، در اختیار داشتن اطلاعات دقیق در مورد شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی محلات است که طراحی مدل مفهومی شناسنامه‌ی فرهنگی اجتماعی محلات از گام‌های اولیه و موثر در جهت نیل به این هدف است. این مدل مفهومی محققان و سیاست‌گذاران فرهنگی را مجهز به بینشی نظری جهت شناسایی مولفه‌های مورد نظر در محله خواهد نمود. همچنین امکان برنامه‌ریزی مبتنی بر اطلاعات علمی و دقیق را فراهم می‌نماید، از هدر رفتن منابع جلوگیری می‌کند، همگرایی دستگاه‌های موثر در محله را به ارمغان آورده و به تسریع و انسجام فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در محلات منجر خواهد شد.

در راستای تدوین مدل مفهومی شناسنامه فرهنگی اجتماعی محلات از روش کیفی استفاده شد. در روش کیفی هر آنچه در جهان اجتماعی اتفاق می‌افتد، به عنوان یک برساخته اجتماعی و محصول انسانی تلقی شده و قابل تحلیل و بررسی است. داده‌های کیفی ماهیتی تجربی داشته و به درگیری زیاد محقق وابسته است. در این پژوهش  جهت کسب داده‌های کیفی از مطالعه اسنادی و مصاحبه گروهی و فردی استفاده شده است. پژوهش حاضر ابتدا با مطالعه‌ی اسناد موجود، سیر تحول محلات در تاریخ، رویکردهای توصیف‌کننده‌ی محلات، محلات شهر اصفهان و پیشینه‌ی پژوهشی موجود در زمینه‌ی توصیف محلات را مرور نمود و در نهایت مدل اولیه‌ی توصیف ویژگی‌های اجتماعی فرهنگی محلات شهر اصفهان را که خروجی این مرور اسنادی است ارائه شد. در ادامه بعد از کاوش در اسناد، به منظور تصحیح، توسعه و تکمیل مدل اولیه‌ی شناسنامه‌ی فرهنگی اجتماعی محلات اصفهان، همچنین تطبیق آن با بافت شهر اصفهان‎ و در نهایت ارائه‌ی شاخص‌ها، این مدل به متخصصان، مجریان و متصدیان شهری جهت اخذ نظرات و دیدگاه‌های آن‌ها طی جلسات مصاحبه‌ی گروهی و فردی ارائه گردید و نظرات آنان اخذ شد.

یافته‌ها حاکی از آن است که نظریه‌ها و رویکردهای بسیاری با اتخاذ لنزهای مفهومی ویژه سعی در توصیف ویژگی‌های محلات داشته‌اند. رویکردهای توسعه ‌پایدار محله، کیفیت زندگی در محله، هویت محله‌ای، شهروندی و محله‌ی ایرانی‌اسلامی و مباحث مرتبط به آن‌ها از جمله رویکردهایی هستند که هر کدام با جهت‌گیری نظری خاص خود محله را از نظر ویژگی‌های کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی توصیف نموده‌اند. بر اساس رویکرد توسعه پایدار محله‌ای، ویژگی‌های یک محله در ابعاد مختلف اجتماعي، فرهنگی، اقتصادی و كالبدي قابل بررسی است. پايداري به عنوان مفهومی جدید درصدد است به شناخت محله در محورهای فوق‌ در قالب یک تفکر سیستماتیک (در پیوند قرار دادن تمامی مولفه‌ها در محیط زیست) بپردازد و تعامل میان سیستم‌های بیولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی جوامع بشری را ترسیم کند. مفهوم کیفیت زندگی با ابعاد مختلف توسعه پایدار در ارتباط است. هدف از مطرح کردن مفهوم کیفیت زندگی در شهر، اصلاح و تکامل مفهوم توسعه از توسعه‌ی صرفا کمی، به توسعه‌ای پایدار بوده است. هدفی که در پی بالا بردن سطح کیفیت زندگی انسان‌ها بر اساس برقراری تعامل میان سیستم‌های بیولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی جوامع بشری است. بر این مبنا، کیفیت زندگی شهری و به تبع آن محله‌ای در پی توصیف شاخص‌های اجتماعی، فرهنگی، محیطی و روانی در دو وجه عینی و ذهنی است. رویکرد هویت محله‌ای بر مکان، فضا و زمان به عنوان عناصر تشکیل دهنده‌‌ی محله که مولفه‌هاي سازنده‌ی شخصيت آن نیز هست، تأکید دارد. بر اساس این رویکرد، مولفه‌هاي سازنده‌ی هويت یک محله در دو بعد عيني و ذهني و در سه محيط طبيعي (مانند کوه، دشت، رود)، مصنوع (مانند بناها، راه‌ها، خیابان‌ها، میادین) و انساني (مانند آداب و رسوم و اعتقادات) تبلور می‌یابد. شهروندی و مفاهیم مربوط به آن مانند فرهنگ شهروندی، اخلاق شهروندی، حقوق شهروندی و وظایف شهروندی از جمله رویکردهایی است که در پی توصیف ویژگی‌های فرد به مثابه شهروند در محیط شهری است؛ و از آن‌جایی که محله به عنوان اولین واحد تقسیمات شهری، شهروندان را در خود سکنی داده است می‌توان با شناخت ارزش‌ها، اصول رفتاری و نگرش‌های این افراد که تشکیل‌دهنده‌ی اجتماع محلی هستند، ویژگی‌های اجتماعی یک محله را رصد نمود. رویکرد ایرانی‌اسلامی، ورود اسلام به ایران را نقطه‌ی عطف تغییر شهرها و محلات ایرانی می‌داند؛ زیرا اسلام با ورود خود به ایران، ضمن اختلاط با شهرهای ایرانی، مبانی و اصول اسلام را در کالبد و روح شهرها دمید. محله، به عنوان واحد اجتماعی بزرگ‌تر از خانواده و کوچک‌تر از شهر نقش برجسته‌ای در این شهر ایفا می‌نماید و به مجموعه‌ای اطلاق می‌شود که بیانگر وحدت جامعه‌ی اسلامی است که این وحدت ریشه در وجه توحیدی اصول دین دارد.

علاوه بر رویکردهای توصیف‌کننده‌ی محله، پژوهش‌های انجام‌یافته در زمینه‌ی توصیف و شناخت ویژگی‌های شهرها و محلات شهری نیز بر اساس رویکردهای خود بر موارد خاصی تأکید دارند، اما برخی از عناصر و ویژگی‌های قابل بررسی در بسیاری از آن‌ها تکرار شده و مشترک است که این امر حکایت از اهمیت این عناصر در شناخت محلات و مناطق شهری دارد. عناصر و ویژگی‌های مذکور عبارت‌اند از: گستره‌ی جغرافیایی محله، ساختار کالبدی و فضاهای اجتماعی و فرهنگی محله، زیرساخت‌ها، خدمات و تسهیلات، وضعیت مساکن، تاریخچه‌ی محله، ویژگی‌های منحصر به فرد محله، بناهای تاریخی و آثار باستانی محله، مناطق طبیعی، ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، اقتصاد محلی و کسب و کار اهالی محله، مشکلات آسیب‌ها و جرایم موجود در محله، وضعیت امنیت، فرهنگ و سنت‌های مرسوم، هنر و جشنواره‌های محلی، بهداشت در محله، افراد و گروه‌های تأثیرگذار محلی، رفتارهای فرهنگی و اجتماعی، نیازهای فرهنگی اجتماعی و نگرش‌های فرهنگی اجتماعی.

بر اساس موارد مذکور، مجموعه عواملی که موجودیت یک محله را ترسیم و ویژگی‌های آن را بیان می‌کنند را می‌توان در موارد زیر خلاصه نمود:

-      وجود قلمرو جغرافيایی در مقياس كوچك در سطح شهر است که افراد ساکن در آن خود را با آن هویت‌یابی می‌کنند؛

-      حضور اجتماع انساني با خصيصه‌ی اجتماعي و فرهنگي و نیازهای تقریباً مشابه در آن قلمرو؛

-      وجود کاربری‌هایی که دارای عملکردها، كاركردها و نتايجي و ادامه‌ی حيات یک محله‌ را  سبب می‌شود.

بنابراین چهار محور اصلی جمعیت، اجتماع، قلمرو، عملکرد که در تعاریف ارائه‌شده از محله، رویکرهای توصیف‌کننده‌‌ی محله و تحقیقات انجام یافته در این زمینه به کرات تأکید شده است، به عنوان الگوی اولیه توصیف‌کننده‌ی محلات شهر اصفهان در نظر گرفته شد.

محور جمعیت به ساختار و روند جمعیت ساکن در یک محله اشاره دارد که توضیح دهنده‎ی واقعیت‌های جمعیتی آن محله است. محور اجتماع برگروهی از افراد اشاره دارد که به واسطه‌ی تاریخ و هویت محلی مشترک (روایت مشخص) و زیست در یک مکان مشترک، نگرش‌ها و رفتارها، مسائل و همچنین نیازهای مشترکی دارند. این اجتماع در قالب مفاهیمی چون روایت محله، گروه‌های اثرگذار، رفتارها، آسیب‌ها و نیازهای موجود در محله، قابل توضیح است. محور قلمرو بستر مکان تعاملات و فعالیت‌های ساکنین یک محله است و شاخص‌های آن شامل موقعیت جغرافیایی محله، مرز محله، عناصر طبیعی و شبکه‌ها راه‌ها می‌شود. در نهایت کاربری‌های مختلف درون یک محله که کارکردی اجتماعی و فرهنگی داشته و نیازهای ساکنین در محلات را پاسخگو هستند توصیف‌کننده محور عملکرد هستند. این محور شامل کاربری‌های فرهنگی، مذهبی، آموزشی، ورزشی، تفریحی- گردشگری، بهداشتی-درمانی، تجاری-خدماتی، مسکونی و مبلمان شهری می‌شود.

كد محتوا:5161