محلات قدیمی شهرها، نه فقط به خاطر دارایی‌های فرهنگی خود، بلکه به واسطه بافت، ویژگی‌های معماری و شهرسازی و چشم‌اندازهای نابی که در سکون و حرکت ارائه می‌دهند نیز، مکان‌های منحصر به فردی محسوب می‌شوند. این‌گونه بافت‌ها امروزه با تغییر، تضعیف و انهدام منابع و زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی از لحاظ ساختاری و عملکرد و به تبع آن ساختار معنایی، در خطر از دست دادن جایگاه و هویت خود می‌باشد و آن‌گونه که باید جوابگوی ساکنین خود نیست. در پی مهاجرت ساکنین اصیل و قدیمی از بافت‌های تاریخی رفته رفته ارزش‌ها، خاطرات جمعی، نظام همسایگی و همبستگی اجتماعی و حس تعلق خاطر افراد در این بافت‌ها رو به افول می‌گذارد و با فرسودگی فضاها و ایجاد مخروبه‌ها، مکان‌هایی مناسب برای آسیب‌های اجتماعی فراهم می‌شود. از طرف دیگر ساخت و سازهای جدید در بافت‌های تاریخی به لحاظ تداوم حیات و بهبود کیفیت زندگی و سطح رفاه اجتماعی و هماهنگی با نیازها و اقتضائات روز، امری ضروری به نظر می‌رسد.

محلات قدیمی شهرها، نه فقط به خاطر دارایی‌های فرهنگی خود، بلکه به واسطه بافت، ویژگی‌های معماری و شهرسازی و چشم‌اندازهای نابی که در سکون و حرکت ارائه می‌دهند نیز، مکان‌های منحصر به فردی محسوب می‌شوند. این‌گونه بافت‌ها امروزه با تغییر، تضعیف و انهدام منابع و زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی از لحاظ ساختاری و عملکرد و به تبع آن ساختار معنایی، در خطر از دست دادن جایگاه و هویت خود می‌باشد و آن‌گونه که باید جوابگوی ساکنین خود نیست. در پی مهاجرت ساکنین اصیل و قدیمی از بافت‌های تاریخی رفته رفته ارزش‌ها، خاطرات جمعی، نظام همسایگی و همبستگی اجتماعی و حس تعلق خاطر افراد در این بافت‌ها رو به افول می‌گذارد و با فرسودگی فضاها و ایجاد مخروبه‌ها، مکان‌هایی مناسب برای آسیب‌های اجتماعی فراهم می‌شود. از طرف دیگر ساخت و سازهای جدید در بافت‌های تاریخی به لحاظ تداوم حیات و بهبود کیفیت زندگی و سطح رفاه اجتماعی و هماهنگی با نیازها و اقتضائات روز، امری ضروری به نظر می‌رسد. با توجه به نابسامانی‌های فوق، پی جویی شاخص‌های حیات اجتماعی در بافت‌های تاریخی و چگونگی حضور معماری معاصر در این بافت‌ها به منظور دستیابی به راهکارهایی برای طراحی بناهای میان‌افزا است به گونه‌ای که حیات اجتماعی و سرزندگی را در این بافت‌ها ارتقا دهد. در این پژوهش محله پشت مسجد جامع اصفهان (ابو اسحاقیه) با پیشینه تاریخی طولانی که روزگاری از جمله هسته‌های اولیه اصفهان بوده‌است به عنوان نمونه موردی انتخاب گردید. این محله ضمن سابقه تاریخی به لحاظ کارکردی و کالبدی دچار فرسودگی شده‌است و با مهاجرت ساکنین و خالی شدن از سکنه حیات اجتماعی آن روز به روز رو به افول می‌گذارد. هدف از این رساله بازگرداندن حیات اجتماعی به بافت‌های تاریخی از طریق تزریق بناهای میان‌افزا است که در چهار فصل به آن پرداخته می‌شود. بعد از بیان کلیات و مبانی نظری، در فصل سوم از طریق ارائه جداول رهنمون‌هایی مرتبط با مسئله طراحی مطرح می‌گردد. سپس از طریق شناخت محدوده مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل مشکلات بافت و بررسی نیازهای امروزی ساکنین به بیان نتایج حاصل از مباحث مطرح شده و به ارائه راهکارهای پیشنهادی می‌پردازد. روش پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی است و بر این اساس روش گردآوری اطلاعات بر مطالعات کتابخانه‌ای، تجزیه و تحلیل نمونه‌ها، مشاهدات، مصاحبه با ساکنین محله و تهیه سوآت (SWOT) و همچنین بررسی اسناد و نقشه‌ها و تصاویر تاریخی استوار است. در طول این پژوهش آشکار گردید که توجه به فضاهای اجتماعی و نیازهای امروزی ساکنین در بافت‌های تاریخی نادیده انگاشته می‌شود و به نظر می‌رسد از طریق اقداماتی در راستای برقراری بیشتر تعاملات و حضور فعال مردم در این بافت‌ها همچون توجه به مراکز محلات و موقعیت استقرار و کاربری‌های مورد استفاده عموم مردم در آن، خوانایی، نفوذپذیری، سهولت دسترسی، تشویق به پیاده‌محوری در عین تامین دسترسی سواره، تقویت فضاهای سبز عمومی، منظر شهری پویا و فعال و فضاهای خرد خدماتی می توان در جهت ارتقای حیات اجتماعی گام برداشت. در نهایت نیز یک برنامه‌ریزی کلی برای محله مورد مطالعه پیشنهاد شد که مرکز محله و راسته‌های ورود به آن به عنوان هسته اصلی محله طراحی شد.

كد محتوا:5043